
نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 ساعت 11:19 موضوع | لینک ثابت
سلام دوستان من محسن هستم ۱۸ سالم زیر همین آسمون آبی زندگی میکنم .. من زیاد اهل نت نیستم و الانم که می بینین این وبلاگ و درست کردم فقط واسه تموم عاشقایی مثله خودم . خوب زیادی سرتون و درد نیارم بسه دیگه....
ممنون که به وبلاگ حقیرم سر زدن تا بد..........![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط محسن در یکشنبه دهم آذر 1387 ساعت 16:52 موضوع | لینک ثابت
وقتی که وفا قصه برف به تابستان است و محبت گل نایابیست به چه کسی باید گفت: با تو خوشبخت ترین انسانم!؟
Vaghti ke vafa gheseye barf be tabestan ast va mohabat gole nayabist be che kasi bayad goft : ba to khoshbakht tarin ensanam!?
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
زندگی گل سرخی است که گلبرگ هایش خیالی وخارهایش واقعی است
Zendegi gole sorkhi ast ke golbarghayash khiyali va kharhayash vaghe i ast
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من؟
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من!
Dela dishab che mikardi to dar kooye habibe man?
Elahi khoon shavi ey del , to ham gashti raghibe man!
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان
ابر را بوسید ام تا بوسه بارانت کند
Andaki asheghanetar zire in baran beman
abr ra booside am ta boose baranat konad
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی … خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! (شکسپیر
Khiyanat tanha in nist ke shab ra ba digari bogzarani … khiyanat mitavanad doroogh doost dashtan bashad
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری … خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد (شکسپیر)
Khiyanat tanha in nist ke dastat ra dar khafa dar dast digari bogzari … khiyanat mitavanad jari kardan ashk bar didegan masoomi bashad
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
ترس از عشق، ترس از زندگی است، آنان که از عشق می گریزند، مردگانی بیش نیستند. ( برتراند راسل )
Tars az eshgh , tars az zendegi ast , anan ke az eshgh migorizand , mordegani bish nistand
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
کسی که به زور می کوشد دوست داشتنی باشد ، بیش از پیش بیزاری آور می شود (جبران خلیل جبران)
Kasi ke be zoor mikooshad doost dashtani bashad , bish az pish bizari avar mishavad
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
آنقدر از دوست داشتن در هراسیم که شاید اگر زمانی هم عشق به سراغمان بیاید نتوانیم آنرا بشناسیم (لئو بوسکالیا)
Anghadar az doost dashtan dar harasim ke shayad agar zamani ham eshgh be soragheman biyayad natavanim anra beshenasim.
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
همیشه در مورد کسانی که دوست می داریم،خود را دو بار می فریبیم، نخست به سود آنها سپس به زیانشان (آلبر کامو)
Hamishe dar morede kasani ke doost midarim , khod ra do bar mifaribim, nokhost be soode anha sepas beziyaneshan
نوشته شده توسط محسن در شنبه شانزدهم شهریور 1387 ساعت 14:41 موضوع | لینک ثابت
آخرين ستاره بودي تو شب دلواپسي ها
خواستنت پناه من بود تو غروب بي كسي ها
لحظه هي لحظه پي از تو شب و گريه در كمينه
تو ديگه بر نمي گردي آخره قصه همينه
عزيزم ، دوستت دارم
نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 ساعت 20:20 موضوع | لینک ثابت
چه می دانند كه من عاشق شده ام."
زیباترین عاشقانه ای بود كه خواندیم تا كنون.
عاشقانه های زیادی می باشد، از آنجا كه دانی.
ولی این عاشقانه ، برون آمده است با دنیایی از درد.
دنیایی از رنج.
رنجی ابدی.
كه چنین نشست بر دل ما و می نشیند بر قلوب دیگر.
عشقی به:
" واقع."
اگر هنوز پناه آورده اند این كبوتران سر در گم عاشق،
نرانیدشان ای عاشقان،
این كبوتر های معصوم عاشق را از خانه ی دل خویش.
آفرین بر تو.
دوست دارت.
نوشته شده توسط محسن در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 17:10 موضوع | لینک ثابت
|
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هرکس نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد .. |
نوشته شده توسط محسن در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 17:4 موضوع | لینک ثابت
خیلی جالبه :از سوسک می ترسیم................از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمی ترسیم. از عنکبوت می ترسیم................از اینکه تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمی ترسیم. از شکستن لیوان می ترسیم................از شکستن دل آدما نمی ترسیم. از اینکه بهمون خیانت کنند می ترسیم................از خیانت به دیگران نمی ترسیم ![]()
نوشته شده توسط محسن در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 17:4 موضوع | لینک ثابت
در بهار زندگی احساس پیری می کنم
با همه ازادگی فکر اسیری می کنم
بس که بد دیدم ز یاران به ظاهر خوب خود
بعد از این بر کودک دل سخت گیری می کنم

روزگاریست که در می خانه خدمت می کنم
در لباس فقر کار اهل دولت می کنم
...
یه روز چشات باز کنی
می بینی من تموم شدم
می بینی جام چه خالیه
یا رفته ام پیه خودم
چقدر ما فاصله داریم چطور این و نفهمیدم![]()
نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 16:18 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند، و تو از او رسم محبت بياموزي . عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه گذاشتن سدي در برابر روديست که از چشمانت جاريست. عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه پنهان کردن قلبي ست که به اسفناک ترين حالت شکسته شده . عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه نداشتن شانه هاي محکمي ست که بتواني به آن تکيه کني
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY